تبلیغات
☼ فعلا اسم نداریم☼

عصر اون روز زیر بارون و بهم برگردون

خاطرات لب ایوون و بهم برگردون

توی فال افتاده بود عاشقمی یادت میاد؟؟؟

فال راست توی فنجون و بهم برگردون

عصر اون روز زیر بارون و بهم برگردون

من می خوام با تو باشم فرقی نداره چه جوری

تو بمون با این کارت جون و بهم برگردون

با نگات باز بیا آتیش بسوزون توی دلم

برق اون چشمای مجنون و بهم برگردون

عصر اون روز زیر بارون و بهم برگردون

حرف و قولات چی میشه؟؟؟ یعنی فراموشش کنم؟؟؟

پس توام حرفای خوبم رو بهم برگردون

من می خوام برم به یه جزیره به یه جای دور

اجازم دست تواٍ اون و بهم برگردون

اون و بهم برگردون....

عصر اون روز زیر بارون و بهم برگردون

خاطرات لب ایوون و بهم برگردون

توی فال افتاده بود عاشقمی یادت میاد؟؟؟

فال راست توی فنجون و بهم برگردون

عصر اون روز زیر بارون و بهم برگردون....




شنبه 10 شهریور 1386 | نظرات ()