تبلیغات
☼ فعلا اسم نداریم☼

این شعرو خیلی دوست دارم

خیلی خیلی زیاد.دوست دارم شماها هم بخونیدش

..........................................................................

دریا شده است خواهر و من هم برادرش

شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

خواهر سلام ! با غزلی نیمه آمده ام

تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش

خواهر ! زمان ، زمان برادر كشی ست باز

شاید به گوش ها نرسد بیت آخرش

می خواهم اعتراف كنم : هر غزل كه ما

با هم سروده ایم ، جهان كرده از برش

با خود مرا ببر كه نپوسد در این سكون

-شعری- كه دوست داشتی از خود رها ترش

..

دریا سكوت كرده است و من حرف می زنم

حس می كنم كه راه نبردم به باورش

..

دریا منم همو كه به تعداد موج هات

با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

هم او كه دل زده است به اعماق كوسه ها

خون می خورند از رگ در خون شناورش

خواهر ! برادر تو كم از ماهیان كه نیست

خرچنگ ها مخواه بریسند پیكرش

..

دریا سكوت كرده و من بغض كرده ام

(( بغض برادرانه ای از قهر خواهرش ))

......................................................

حتماً‌ نظراتون رو برامون بنویسین

پگی




پنجشنبه 14 تیر 1386 | نظرات ()