تبلیغات
☼ فعلا اسم نداریم☼

من و انتظار و کابوس تنهایی

من و حس اینکه هر لحظه اینجایی

دارم آینه هارو گم می کنم کم کم

تو رو هر طرف رو می کنم می بینم

نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی

تو که لحظه لحظه حالم رو می دونی

اگه این بهارم برنگردی خونه

دیگه چیزی از من یادت نمی مونه

من و رها کن از این فکر تنهایی

تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی

دارم از خودم با فکر تو رد میشم

دارم عاشقی رو با تو بلد میشم

نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی

تو که لحظه لحظه حالم رو می دونی

اگه این بهارم برنگردی خونه

دیگه چیزی از من یادت نمی مونه

من و رها کن از این فکر تنهایی

تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی.....

.......................................................................

دلم گرفته خیلی زیاد

خیلی زیاد




یکشنبه 2 اردیبهشت 1386 | نظرات ()