تبلیغات
☼ فعلا اسم نداریم☼

زمزمه ی بارون داره داد میزنه

عطرت فراوون فریاد میزنه

میون گل ها دارم خواب می بینم

ارزش عمر و در یار می بینم

کبوتر عشق پر و بال میزنه

سرود شادش داره جار میزنه

توی خیالش کنارت میشینه

از باغ ابرها برات گل می چینه

شب ها بی توام از تو دورم

نیستی همراهم از تو دورم

بیا با من باش

امید آخرم باش

وقتی باشی تو فصل عشقم

با نگاهت تو بهشتم

میون ابرها نور خورشیدم باش

چشم سبزت یه دنیا ناز داره

لب های سرخت راز و نیاز داره

بودن با تو که گناه نداره

این دل به جز تو کسی رو نداره

من و کبوتر مگه دل نداریم

خواب و خیالی جز یار نداریم

خدای خالق دیگه خسته شدیم

هر روز و هر شب به دنبال توایم

شب ها بی توام از تو دورم

نیستی همراهم از تو دورم

بیا با من باش

امید آخرم باش

وقتی باشی تو فصل عشقم

با نگاهت تو بهشتم

میون ابرها نور خورشیدم باش




شنبه 19 اسفند 1385 | نظرات ()