تبلیغات
☼ فعلا اسم نداریم☼

تو شدی مهمون من

مهمون قلبم

از صدات زمزمه ی عشقو شنفتم

تو به من قشنگ ترین لحظه رو دادی

من واست قشنگ ترین قصه رو گفتم

نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم

تا می تونی مثل آتیش بسوزونم بسوزونم

عاشقیت همیشه با من

عشق من همیشه با تو

گریه هام می گذرن از من

زندگیم پر میشه با تو

اومدی تو روزگارم

دیگرون رفتن و رفتن

من اگه واست عزیزم

اینو پنهون نکن از من

نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم

تا می تونی مثل آتیش بسوزونم بسوزونم

عاشقیت همیشه با من

عشق من همیشه با تو

گریه هام می گذرن از من

زندگیم پر میشه با تو

وقتی دستاتو گرفتم

لحظه ی چشماتو دیدن

به من این مژده رو دادی

که رسیدم به رسیدن

نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم

تا می تونی مثل آتیش بسوزونم بسوزونم




جمعه 20 بهمن 1385 | نظرات ()