تبلیغات
☼ فعلا اسم نداریم☼

سکوتم را به باران هدیه کردم،تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانه هایت

به هر خاکی که رسیدم

تکیه کردم.

از اعماق قلبم به آنکه روزی بود و دیگر نیست.

آرزومند آرزوهایتان

مسیح




چهارشنبه 18 بهمن 1385 | نظرات ()