تبلیغات
☼ فعلا اسم نداریم☼

می دونم برات عجیبه

این همه اصرار و خواهش

 ((این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش))

می دونم که خنده داره

واسه تو گریه ی دردم

می گذری از من و میری

اما باز من بر میگردم

می دونم برات عجیبه

من با اون همه غرورم

پیش همه ی بدی هام

چه جوری بازم صبورم

می دونم واست سواله

که چرا پیشت حقیرم

دور می شی منو نبینی

باز سراغتو می گیرم

می دونی چرا همیشه

من بدهکار تو میشم؟؟

(((((وقتی نیستیم یه جوری با خیالت راضی میشم))))

می دونی واسه چی از تو

بد می بینم و می خندم

((تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو می بندم))

چاره یی جز این ندارم

(((( آخه خون شدی تو رگ هام ))))

می میرم اگه نباشی

بی تو من بدجوری تنهام

می دونم یه روز می فهمی

روزی که دنیا رو گشتی

((( من چه جوری تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتی... )))




شنبه 7 بهمن 1385 | نظرات ()